روايت گر حديث ما که بدان دلهاي شيعيان ما را استوار مي دارد، از هزارعابد برتر است . [امام صادق عليه السلام]
روايت
محمد بن مسلم مى گويد:

 به حضرت صادق عليه السلام عرض کردم :


آيا به زيارت مرده ها برويم ؟


 فرمود: آرى


عرض کردم : آيا آنها از رفتن ما به سوى قبرهايشان مطلع مى شوند؟


 فرمود: به خدا سوگند آرى ! از آمدن شما بر سر قبرهايشان خبردار مى شوند و از ديدنتان خوشحال مى گردند و با شما انس مى گيرند.


 عرض کردم : وقتى سر قبرشان رفتيم آنان


 


را چگونه زيارت کنيم و چه بگوييم ؟


فرمود: بگو: خدايا! زمين را از طرف پهلوهاى آنان بگستران  ا


 


رواح آنان را به سوى خود بالا بر مقام رضوان و خشنودى خود را به آنان برسان و از رحمت خود در آستانه آنها فرود آور که به واسطه آن  تنهائيشان به جمعيت و وحشت شان به انس تبديل شود به درستى که تو بر هر کارى توانايى .


 چون در بين قبرها هستى يازده مرتبه سوره (( قل هو الله )) را قرائت کن و ثوابش را به روح آنان هديه نما؛ زيرا کسى که اين عمل را به جاى آورد خداوند به عدد همه مردگان ثواب و پاداش به او عنايت فرمايد.


 عبدالله بن سنان مى گويد:


به امام صادق عليه السلام عرض کردم :


 سلام کردن بر اهل قبور چگونه است ؟


فرمود: چنين مى گويى سلام بر اهل خانه هايى از مؤ منين و مسلمين  شما زودتر از ما جلودار بوديد و پيش از ما رفته ايد ما نيز انشاءاله به شما ملحق خواهيم شد.


 در روايات زيادى وارد شده است که :پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه معصوم عليهم السلام هر شب پنج شنبه با جمعى از مردم به زيارت مردگان مى رفتند و در قبرستان بقيع و وادى السلام براى اموات دعا و طلب آمرزش مى نمودند.


   لازم است بدانيم زيارت مردگان چيست ؟


 مسلم است که زيارت اهل قبور به خصوص علماء و شهداء و مقربان درگاه خدا فوائد بسيارى دارد.


از جمله : 


1- زيارت قبور ائمه و مقربان ، زائر را از هر آلودگى و خباثت نفس و گناه پاک و منزه مى سازد. 


 2- زيارت قبور ائمه و مؤ منان ارتباط پيدا کردن با روح متوفى است ، زيارت کننده از آن روح پاک مدد مى گيرد، هر چه روح پاک تر و عالى تر باشد زائر بهره بيشترى از او خواهد برد.


 3- حاجت انسان بر سر قبر علماء و صلحا و شهداء، بيشتر برآورده مى شود اصولا در جاهايى که مردمان بزرگ و اولياء خدا دفن شده اند مردم بيشتر به زيارت مى روند و حاجت بيشترى مى گيرند.


 4- زيارت اهل قبور، انسان را به ياد مرگ و عالم قبر مى اندازد، او را آخرت و خدا نزديک مى کند، کم تر دل دنيا مى بندد و خود را در آينده جزء اموات به حساب مى آورد.



5 - ناراحتى زائر کم تر مى شود و در اثر زيارت و گريه بر بالين قبور، غم و قصه او از بين مى رود، عقده هاى او بيرون ريخته مى شود. در روايات آمده است : هر وقت خيلى خوشحال يا ناراحت مى باشى به قبرستان برو و قدرى راجع به ساکنان آن جا فکر و تاءمل کن تا به حالت عادى بر گردى .



6- هم تو با آن ها و هم آنان با تو انس مى گيرند! از رفتن تو به زيارت آنان خوشحال و خشنود مى شوند، و درباره تو دعا مى کنند.



چون روح ميت که به زيارت خود ارتباط بيشترى دارد زيارت اموات بر سر قبرشان اثر بيشترى خواهد داشت .


 نبايد گفت : براى اموات فرقى ندارد! چه سر قبرستان رويم و چه جاى ديگر، فقط به ياد آن ها بودن کافى است ؟مؤ منانى که به زيارت اهل قبور مى روند به واسطه دريچه قبور، خود را به روح آن معصوم ، عالم ، شهيد، مؤ من و مقرب درگاه خدا مرتبط نموده و به اين وسيله با تمام وسعت عالم معنى با ارواح ارتباط پيدا مى کنند و بهره کافى مى گيرند.



پذيرايى سلمان از زائرين خود



براى اين که متوجه شويم : زيارت اهل قبور بى فايده نيست و اثراتى دارد و حتى اهل قبور خوشحال شده و بعضى اوقات از زائرين و ميهمانان خود پذيرايى کرده اند! داستان يکى از علما که ابتدا به زيارت اهل قبور معتقد نبود و بعدا معتقد شده بود را نقل مى کنيم :



مرحوم آيه الله حاج شيخ محمد جواد انصارى همدانى فرموده اند: من سابقا به زيارت قبر غير پيامبر و امام نمى رفتم و به آن کار معتقد نبودم زيرا تصور مى کردم که فقط از قبور ائمه هدى و معصومين عليهم السلام که به مقام قرب و طهارت مطلقه رسيده اند گشايش حاصل مى شود و انسان به حاجات خود مى رسد و فقط آن ها اطلاع پيدا مى کنند و زائرين خود را مورد لطف و توجه قرار مى دهند و از قبور غير معصوم و مقربين اثرى مترقب نيست و کارى از دست آنها ساخته نمى باشد.تا در سفرى که براى اولين بار به همراه جمعى از علما و شاگردان روحانى خود به عتبات عاليات به جهت زيارت مشرف شديم . در ايام اقامتمان در کاظمين  روزى براى تماشاى بناى ايوان شکسته مدائن که به حقيقت موجب عبرت


بود از بغداد به سوى آن جا رهسپار شديم .پس از تماشاى شهر و ايوان معروف و طاق کسرى ، و پس از به جاى آوردن دو رکعت نماز که مستحب است در ايوان خوانده شود به سمت قبر سلمان فارسى و حذيفه يمانى که در کنار آن قرار دارد به راه افتاديم در کنار قبر سلمان ، نه به جهت زيارت بلکه براى رفع خستگى و استراحت با دوستان و رفقا نشسته بوديم ، ناگهان سلمان خود را به صورت واقعيش ‍ نشان داد و به حقيقت خود تجلى نمود و از همه ما پذيرايى کرد چنان روح او لطيف و صاف و بدون ذره اى از کدورت بود که ما را در عالمى از لطف و محبت و صفا فرو برد، چنان در فضاى وسيع و لطيف و بدون مانع از عالم معنى ما را داخل کرد که بدون شک مانند فضاى بهشت پر از لطف و صفا بود.


 آيه الله شيخ محمد جواد مى گويد: من از اين که به جهت زيارت در کنار قبر او نيامده بودم شرمنده شدم


و خجالت کشيدم ! سپس به زيارت قبر او پرداختم . از آن زمان من نيز به زيارت قبور غير ائمه طاهرين عليه السلام (از قبيل قبور علما و صلحا و مقربان و اولياء خدا) مى روم و از آنان مدد مى گيرم ، حتى به زيارت قبور مؤ منان ، و مردم عادى در قبرستان ها مى روم و به شاگردان خود هم سفارش کرده ام که از اين فيض الهى محروم نمانند



::: پنجشنبه 8/1/1387::: ساعت 11:41 صبح

شهيد علي اکبر شيرودي


فرمانده هوانيروز ارتش جمهوري اسلامي- در استان ايلام


شيرودي تمام ساعات خود را وقف کردستان مي کند ،لحظه اي آرام نمي گيرد تا کردستان را پاکسازي نمايد ،دوشا دوش دکتر مصطفي چمران ،شهر به شهر کردستان را زير پا مي گذارد و کردستان چنان با وجود شيرودي مالوف مي شود که اورا ملقب به عنوان « نقشه کامل کردستان » مي نمايند .همان گونه که پيش از اين خوانده ايد ،دشمن از هر سلاحي براي به زانو در آوردن شکار چي يکه تاز ارتش حزب الله استفاده مي کند اما نه تطميع ،نه نهديد و نه ترور ،هيچکدام نمي تواند خللي در عزم راسخ «حر» کربلاي ايران به وجود بياورد.شيرودي 3 سال در بحراني ترين و سخت ترين روزهاي انقلاب و جنگ ،نام خود را به کابوسي براي دشمنان انقلاب و کشور تبديل کرد و در اين راه موجي از تهمتها ،آزار ها و خطرات را به جان خريد ،اما علي اکبر به تنهايي چون کوه ايستاد ،هر چند دلشکسته و آشفته خاطر مي شد ،ليکن هرگز دست از مجاهدت بر نداشت و تنها با فرياد مظلومانه خود بود که دردهاي نهفته در دل دريايي خود را آشکار مي ساخت .سر انجام سرداري که در روستاي« شيرو محله »در شمال کشور ديده به جهان گشوده بود اينک آرام بر روي دست همرزمان گريانش از بالگرد بيرون آورده شد ،به جرات مي توان گفت که بالگرد در آن چند سال خانه اصلي علي اکبر بود و لباس کارش ،تنها لباسي بود که در خواب و بيداري بر تن داشت .اين جمله را بخوانيدمن نمي د انم چرا هر وقت به طرف جبهه خودي بر مي گردم و اعلام مي کنم که شيرودي هستم ،آتش پدافند خودي چند برابر مي شود .اين جمله به تنهايي روشن کننده اوضاع در زماني است که شيرودي علم جنگ با دشمنان اسلام را در آسمان ها بر افراشته بود ،به همين جهت است که او را مظلوم ترين شهيد ارتش مي دانند ،چون علي رغم شهرت دلاوريهايش در ميان رزمندگان و مردم ،از خيانت ها و نيرنگ هاي دشمنان اسلام که در آن زمان به لباس دوست ملبس بودند ،دلي سوخته داشت .چند ماه پس از شهادت او بود که طومار آن خائنين و منافقين هم به همت امام و مردم در هم پيچيده شد. در تاريخ هشتم ارديبهشت ماه سال 1360 خلبان علي اکبر قربان شيرودي در بيست و ششمين بهار زندگي بود که نزديک سه سال حضور بي وقفه و مداوم در جبهه هاي غرب و خلق حماسه هاي بي نظيرکه پس از وي هر گز مشاهده نشد ،ضمن انجام ماموريتي در اطراف تنگه حاجيان مورد اصابت پدافند دشمن قرار گرفت و روح از کالبد خاکي اش به عزيزش پر کشيد و در جوار آقا عبد الله و همرزم شهيدش احمد کشوري آرام گرفت


.منبع:ستارگان آسمان گمنامي"نوشته ي محمد علي صمدي،نشر فرهنگسراي انديشه،تهران- 1378


 


 



::: پنجشنبه 8/1/1387::: ساعت 9:35 صبح


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

>> بازديدهاي وبلاگ <<
بازديد امروز: 2
بازديد ديروز: 3
کل بازديد :607

>> درباره خودم <<

>>آرشيو شده ها<<

>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ايميل:

 

>>طراح قالب<<