پبامبر اکرم صلاللهعليهوآلهوسلم نماز جمعه را «حج مساکين » دانسته و آنرا «موجب آمرزش گناهان » شمرده است.
امام کاظم عليهالسلام از روز پنجشنبه خود را آمادة نماز جمعه ميکردند.
امام علي عليهالسلام ميفرمايند:
«چنانچه غزا و دوايي سبب ضعف در شما ميشود از خوردن آن قبل از نماز جمعه خودداري کنيد تا مبادا از شرکت در نماز جمعه محروم شويد.» و «کساني زودتر به بهشت ميروند که زودتر در نماز جمعه حاضر شوند.»
امام خميني قدسسرهالشريف در اين باره ميفرمايد:

در نماز جمعه، که نمايشي از قدرت سياسي و اجتماعي اسلام است و بايد هر چه با شکوهتر و پرمحتواتر اقامه شود.... ملت عظيم و عزيز با شرکت خود، بايد اين سنگر اسلامي را هر چه عظيمتر و بلندپايه تر،
امام صادق عليهالسلام ميفرمايد:
ياران پيامبر، از روز پنجشنبه براي جمعه آماده ميشدند چرا که جمعه (به خاطر کارهايي که دارد) وقت تنگ است
شهيد عباس بابايي
عباس بابايي از تولد تا عروج:
تولد : 14 آذر 1329
اعزام به آمريکا جهت تکميل دوره خلباني : 1348
بازگشت به ايران : 1351
ازدواج با صديقه (مليحه ) حکمت: 4 شهريور 1354
شهادت : 15 مرداد 1366
فرمانده عمليات نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
در دامان خانواده اي متوسط و مذهبي در شهر« قزوين»ودرسال1337 متولد مي شود. وي از کودکي روحي بلند و آرامشي عميق دارد و با رفتارش مورد محبت و توجه همه قرار مي گيرد. در دوران تحصيل براي کمک به باباي پير مدرسه که کمر و پاهايش درد مي کند , نيمه هاي شب ـ قبل از اذان صبح ـ به مدرسه مي رود و کلاسها و حياط را تميز مي کند و به خانه برمي گردد. مدتها بعد , باباي مدرسه و همسرش در ترديد مي مانند که جن ها به کمک آنها مي آيند! و در نيمه شبي « عباس » را مي بينند که جارو در دست مشغول تميز کردن حياط است .اگر پولي در دست دارد , آن را به کسي که از خودش نيازمندتر است , مي دهد. پدرش از سالها قبل براي مردم تزريقات مي کند و او از نوجواني به کمک وي رفته و آموزش مي بيند و مشغول به کار مي شود. اما از اکثر بيماران پير و فقير پولي دريافت نمي کند. پس از گرفتن ديپلم , در رشته هاي پزشکي دانشگاه قبول مي شود ولي به دليل علاقه وافرش به خلباني , داوطلب تحصيل در رشته خلباني نيروي هوايي مي شود و پس از گذراندن دوره مقدماتي براي تکميل تحصيلاتش به آمريکا مي رود. کشور« آمريکا» با تمام زرق و برقش نتوانست «عباس بابايي» را که سال ها در خانواده اي مذهبي رشد کرده بود , جذب خود کند.در« آمريکا» آن چه او را از ديگران متمايز مي کرد , پشتوانه مذهبي و ممتاز بودنش در تحصيل بود. به طوري که در پايگاه « ريس » , فرمانده پايگاه او را به عنوان کاپيتان تيم واليبال , پايگاه معرفي کرد.به گفته شهيد« بابايي» , خلبان شدن او با عنايت خداوند بوده است . درست در زمان فارغ التحصيل شدن , پس از گذراندن تمام مراحل تحصيل , آخرين نفري که مي بايست پرونده فارغ التحصيلي او را امضا کند , فرمانده پايگاه بود. به خاطر گزارش هايي که به رئيس دانشکده "يک ژنرال آمريکايي"داده بودند , مي خواست از دادن گواهينامه خلباني او خودداري کند. درست زماني که ژنرال مي خواهد رد صلاحيت« عباس» را زير پرونده او بنويسد , کسي از بيرون او را صدا مي زند , ژنرال پس از بازگشت« عباس» را در حال نماز مي بيند. وقتي علت کارش را مي پرسد ،عباس کامل و مفصل در مورد دين خود پاسخ مي دهد. ژنرال پس از چند لحظه سکوت نگاه معنادار به او مي کند و مي گويد : همه مطالبي که در پرونده تو آمده , مثل اين که راجع به همين کارهاست , بعد لبخندي مي زند و خودنويس را از جيبش بيرون آورده و پرونده را امضا مي کند. شهيد «بابايي» بعدها مي گويد : آن روز به اولين محل خلوتي که رسيدم به پاس اين نعمت بزرگي که خداوند به من عطا کرده بود , دو رکعت نماز شکر خواندم .پس از باز گشت به ايران به همراه چند نفر ديگر از دوستانش براي پرواز با هواپيماي اف ـ 14 انتخاب و به «اصفهان» منتقل گرديد. با شروع جنگ آماده خدمت و جانبازي براي اسلام و ميهن شد. او در طول خدمت به خاطر کارداني و فعاليت شبانه روزي اش در 1360,5,9 ضمن ارتقا به درجه سرهنگ دومي به عنوان فرمانده« پايگاه هوايي اصفهان» منصوب شد.شهيد بابايي با بيش از 3000 پرواز کارنامه درخشاني براي خود و ميهنش به جا گذاشت . آن چه در آن زمان براي همکارانش عجيب مي آمد , وضع ظاهري او بود. او با يک بسيجي ساده پوش و بي آلايش قابل تمايز نبود به طوري که در بيشتر جاها او را به جاي يک بسيجي ساده اشتباه مي گرفتند. براي پيشرفت سريع عمليات و دقت در آن تنها به نظارت اکتفا نمي کرد بلکه همواره در عمليات پيش قدم بود و در تمام ماموريت هاي طراحي شده , براي آگاهي از مشکلات و خطرات احتمالي خود , آنها را آزمايش مي کرد.
عباس مدتي بعد با دختر دايي اش« صديقه حکمت» ازدواج کرده و صاحب دختري به نام «سلما» و دو پسر به نامهاي« محمد »و «حسين» مي شود. در دوران انقلاب نيز در جريانات مردمي حضور پيدا مي کند و در پروازهاي متعدد , به خاطر لياقت و شجاعتي که دارد , به درجه سرهنگ دومي و نيز فرماندهي پايگاه هوايي اصفهان منصوب مي شود. او جزو اولين خلباناني است که عمليات پيچيده سوختگيري در شب را با مهارت به انجام مي رساند و بار ديگر هوشمندي و لياقت خود را نشان مي دهد و در دوران ماموريت خود قريب به سه هزار پرواز موفق را خلباني مي کند.
شهيد «بابايي» پس از چهار سال خدمت در مقام معاونت عمليات نيروي هوايي به علت لياقت و رشادت هايي که در دفاع از اسلام و ميهن اسلامي از خود نشان داد , در ارديبهشت 1366 به درجه « سرتيپي » نايل گرديد و در 1366,5,15 در حالي که قرار بود به همراه همسرش در مراسم حج حضور داشته باشد در سن 37 سالگي در حين يک عمليات برون مرزي به شهادت رسيد.
<پرونده شهيد دربنياد شهيد وامور ايثارگران قزوين ومصاحبه با دوستان وخانواده شهيد>
کنستانتين آکساکوف (????) - مورخ روسي
هوارد ليندسي (1889) – نمايشنامه نويس آمريکايي
ارنست يونگر (1895) – فيلسوف آلماني
مارسل امه (????) - نويسنده فرانسوي
ترنس هيل (????) - بازيگر ايتاليايي
ونجليس (????) - آهنگساز يوناني
روي کاستا (1972) – فوتباليست پرتقالي
مارک اورمارس (1973) – فوتباليست هلندي
[10/1/1387- 10:0 ص] پرواز 3
[7/1/1387- 11:13 ص] عبور
[7/1/1387- 10:46 ص] براي شادي روح شهيدان دفاع مقدس صلوات بفرستيد
[آرشيو شده ها]
بازديد ديروز: 3
کل بازديد :607
نام: | |
ايميل: | |
