سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
روایت
هرکس در دلش، دانه خردلی از تعصّب باشد، خداوند او را روز قیامت با اعراب جاهلی برانگیزد [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 

یکشنبه 11 فروردین 87 , ساعت 10:23 صبح

 انقلاب اسلامی ایران که در بهمن ماه سال 57 متولد شد در عین داشتن اهداف سیاسی و اجتماعی نگاه خاصی به تمدن و جهان بینی اسلامی داشت . این رویداد در بیداری مسلمانان جهان و نوزایی باورهای دینی نقش عمده ای ایفا کرد.                                                                           


هر چند تلاش زورمندان جهان به ویژه در غرب بر آن بوده است که همواره از انقلاب اسلامی ایران چهره ای ضدفرهنگی و متجاوز ترسیم نمایند ولی رهبری فرزانه ی آن بر مفاهیم بکر و تازه ای که در روح انقلاب اسلامی موج می زند تکیه نموده و بر مشترکات آن با دنیا و اختصاصات منحصر به فرد آن که در مکاتب گوناگون و جریان های فکری و نحله های مختلف دنیا موجود نیست اصرار می ورزند به گونه ای که معتقد به پویایی و برجسته کردن و مقاومت و بیان نمودن و ترویج آن اختصاصات هستند.


از منظر امام راحل (ره ) مفهوم صدور انقلاب در واقع انتقال ارزش های معنوی و الهی آن و رساندن این رسالت به گوش جهانیان از طریق استفاده از امکانات و ابزارهای پیام رسانی می باشد که باید این هدف با استفاده از راهکارهای موجود مانند : دعوت و تبیین مفاهیم و معارف اسلامی در جهان معرفی و تبیین فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی فراهم آوردن زمینه های مناسب برای گفتگوی تمدن ها و فرهنگ ها تقویت وحدت امت اسلامی احیای فرهنگ اهل بیت (ع ) و ترویج و گسترش زبان و ادبیات فارسی تحقق یابد.


انقلاب اسلامی و صدور ارزش های فرهنگی


پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه سال 57 سر منشا تحولات عظیمی در منطقه و جهان گردیده و تاثیرات شگرف بین الم


 


للی را به دنبال داشته است . انقلابی که با تکیه بر ایمان و باورهای اسلامی و با شعار نه شرقی نه غربی رژیم خودکامه ی شاه را سرنگون کرد. و حکومت جمهوری اسلامی را در این سرزمین محقق ساخت .


انقلاب اسلامی به عنوان یکی از مهمترین و عظیم ترین رویدادهای قرن معاصر دارای برکات و نتایج بسیار بزرگ و درخشانی در ایران و جهان بود.


روژه گارودی اندیشمند مسلمان فرانسوی در یکی از مقالات خود انقلاب اسلامی ایران را اینچنین توصیف می کند :


« به راستی انقلاب اسلامی که امام خمینی (ره ) آن را رهبری کرد به هیچیک از انقلاب هایی که در قبل برپا گردیدند. شبیه نیست در طول تاریخ انقلاب هایی بودند که به هدف تغییر نظام سیاسی برپا گردیدند. انقلاب های اجتماعی هم در جهان رخ داده است و نشانگر خشم فقرا علیه اغنیا بود انقلاب های ملی هم خشم خود را علیه استعمارگران و غاصبان خالی کردند. اما انقلاب اسلامی ایران نیز دارای تمامی این انگیزه ها بود.


این انقلاب علاوه بر موضوعاتی که گفته شد دارای معانی جدیدی بود که نه فقط حکومت سیاسی اجتماعی استعماری را سرنگون کرد بلکه مهمتر از آن تمدن و جهان بینی خاصی را که در مقابل دین علم شده بود واژگون ساخت . » 1


انقلاب اسلامی ایران تاثیرات زیادی در بیداری مسلمانان جهان و احیای باورهای دینی داشت .


در عصری که می رفت عزت و شوکت اسلامی توسط استعمارگران و دشمنان اسلام پایمال گردد و اخلاق و ارزش های اسلامی به بوته ی فراموشی سپرده شود انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (ره ) به وقع پیوست و فرهنگ و تمدن اصیل اسلامی را به ارمغان آورد و بارقه ی امیدی در دل میلیون ها مسلمان در گوشه و کنار دنیا زنده کرد و باعث تجدید حیات اسلام و زنده شدن مجد و عظمت دیرینه ی جهان اسلام گردید.


مقام معظم رهبری بااشاره به ویژگی های انقلاب اسلامی و ضرورت پیام رسانی و ابلاغ ارزش های انقلاب می فرمایند :


« انقلاب دو جهت داشت : یک جهت مبارزه با استبداد داخلی و حکومت فاسد  وابسته ای که مردم و کشور را بدبخت و بیچاره کرده بود; انقلاب می خواست کشور و ملت را نجات دهد; در دامن اسلام مردم اداره شوند و حکومت اسلامی باشد; جهت دیگر وجهه ی سخن و پیام نو برای دنیا و بشریت است ; این چیزی است که دنیا را به خود جذب کرد; و الا فلان متفکر اروپایی یا غربی یا آفریقایی یا آمریکای لاتین که امام و انقلاب و نظام اسلامی و حرکت مردم را ستایش می کند او که داخل کشور ما نیست تا از حکومت چیزی فهمیده باشد; پیام جهانی و انسانی اسلام است که او را به ستایش وادار می کند. جنبه ی دوم بسیار مهم است ; ما باید بتوانیم این را بیان کنیم . » 2


صدور انقلاب اسلامی


حال چطور و چگونه این پیام انسان ساز را به گوش مسلمانان و جهانیان برسانیم


چه تدبیری اندیشیده شود تا ارزش های فرهنگی انقلاب را به صورت مطلوب و منطقی به دنیا ابلاغ نماییم و مخاطبان و مشتاقان انقلاب را از آماج حملات فکری و فرهنگی دشمنان برهانیم


پاسخ عبارت است از صدور انقلاب زیرا انقلابی که بر پایه ی مایه های فکری و فرهنگی نضبح گرفته و رشد یافته به جهت احساس رسالت انقلابی و وظیفه شرعی و انسانی که برای خود می بیند برای نشر و ترویج اندیشه های خود اقدام خواهد نمود و این مفهوم یعنی صدور انقلاب صدور افکار و اندیشه هایی که انقلاب اسلامی براساس آنها و برای آنها صورت گرفته است کسب استقلال و آزادی با تکیه بر اسلام می باشد.


یکی از دستاوردهای ارزشمند انقلاب در منطقه و جهان صدور انقلاب اسلامی است .


امام خمینی (ره ) و مسئولان برجسته ی نظام بارها روی این موضوع مهم تکیه کرده اند و در بیانات و نوشته های متعددی نسبت به صدور انقلاب اسلامی اظهارنظرهایی داشته اند.


در ابتدای پیروزی انقلاب حضرت امام (ره ) فرمودند :


ما به تمام جهان تجربه هایمان را صادر می کنیم و نتیجه ی مبارزه و دفاع با ستمگران را بدون کوچکترین چشمداشتی به مبارزان راه حق انتقال می دهیم و مسلما محصول صدور این تجربه ها جز شکوفه های پیروزی و استقلال و پیاده شدن احکام اسلام برای ملت های دربند نیست . » 3



« ما انقلابمان را به تمام جهانیان صادر می کنیم چرا که انقلاب ما اسلامی است و تا بانگ لااله الاالله و محمدرسول الله بر تمام جهان طنین نیفکند مبارزه هست و تا مبارزه در هر کجای جهان علیه مستکبرین هست ما هستیم . » 4


امام امت در یکی دیگر از بیانات خویش در مورد صدور انقلاب می فرمایند :


« بحمدالله امروز قدرت ایرانی و قدرت اسلام در ایران به طوری است که توجه همه ملت های ضعیف را به خودش معطوف کرده است و اسلام صادر شد در سرتاسر دنیا. از این سیاه های عزیزی که در آمریکا هستند و تا آفریقا و تا شوروی و همه جا نور اسلام تابیده است و توجه مردم به اسلام شده است . و منظور از صدور انقلاب همین بود و تحقق پیدا کرد و انشاالله اسلام در همه جا غلبه بر کفر خواهد پیدا کرد . » 5


معنا و مفهوم صدور انقلاب


پیروزی انقلاب اسلامی ایران سرآغاز تحقق وعده ی الهی برای رهایی مستضعفان بود. این انقلاب همچون مشعل فروزانی راه رهایی ملت ها را از قید وبند استکبار جهانی روشن کرد و به گفته ی شهید والامقام محمدجواد باهنر « انقلاب ایران اسلام عزیز را در دنیا حیات تازه ای بخشید . » 6


گیز لاکرافت دانشمند آلمانی شرکت کننده در همایش بین المللی گفتگوی فرهنگ ها : حافظ گوته و پوشکین با اعلام این مطلب گفت :


 اسلام در دهه های اخیر به الگو و مکتب نیرومندی تبدیل شده که در سایه ی آن مبارزه شدید با مادیگری و برای احیای معنویت جریان دارد. »


تجدید حیات جوامع اسلامی و رشد روزافزون معنویت و بیداری ملت های تحت ستم در سایه ی پیروزی انقلاب اسلامی باعث شد تا ماشین جنگ روانی غرب با تمام قدرت و توان خویش پروسه ی مخدوش سازی چهره ی انقلاب اسلامی را با شیوه ها و ابزارهای مختلف به کار بندد تا در ارزش های اسلامی و امکان اجرای آنها در قرن بیستم شک و تردید ایجاد کند. یکی از توطئه های استعماری آنان تحریف و وارونه جلوه دادن صدور انقلاب بود به گونه ای که هدف از صدور انقلاب را که دعوت به اسلام بود به معنای تجاوز به سرزمین دیگران و جنگ و زورگیری معرفی کردند.


امام خمینی (ره ) در مقام تبیین معنا و مفهوم صدور انقلاب اسلامی تصریح می کنند : « ما که می گوییم اسلام را می خواهیم صادر کنیم معنایش این نیست که ما سوار طیاره بشویم و بریزیم به ممالک دیگر یک همچو چیزی نه ما گفتیم و نه ما می توانیم . اما آنکه ما می توانیم این است که می توانیم به وسیله ی دستگاه هایی که داریم به وسیله ی همین صداوسیما به وسیله ی مطبوعات به وسیله ی گروه هایی که به خارج می روند اسلام را آن طور یکه هست معرفی کنیم . اگر آن طوری که هست معرفی بشود مورد قبول همه خواهد بود . » 7


« صدور انقلاب صدور تجاوز و جنگ و به معنای گرفتن زمین های دیگران نیست ... صدور انقلاب به معنای صدور پیام و صدور رسالت انقلاب است صدور ارزش هایی مانند استقلال عدم وابستگی خودکفایی خصلت های انسانی پاک ایمان شرف افتخار حمایت از مستضعفان و .. » 8


امام خمینی (ره ) در جایی دیگر به منظور جلوگیری از هرگونه برداشت غلط از معنای صدور انقلاب خاطرنشان می سازند که معنی صدور انقلاب ما این است که این بیداری اسلامی در همه ی ملت ها ایجاد شود و صدور انقلاب با زور و کشورگشایی نیست بلکه در پرتو اسلام و اخلاق اسلامی است .


امام در یکی از بیانات خویش در این باره می فرمایند :


« اینکه می گوییم باید انقلاب ما به همه جا صادر بشود این معنی غلط را از آن برداشت نکنند که ما می خواهیم کشورگشایی کنیم . ما همه ی کشورهای مسلمین را از خودمان می دانیم . همه ی کشورها باید در محل خودشان باشند ما می خواهیم این چیزی که در ایران واقع شد و این بیداری که در ایران واقع شد و خودشان از ابرقدرت ها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان کوتاه کردند این در همه ی ملت ها و در همه ی دولت ها بشود . آرزوی ما این است 9...


مقام معظم رهبری نیز بااشاره به ضرورت شناسایی مفاهیم جدید انقلاب و عرضه ی آنها به مشتاقان و طالبان حقیقتی در سطح جهان می فرمایند :


« انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مفاهیم بکر و تازه ای در دنیا دارد مفاهیمی دارد که اگرچه مشترکاتی با دنیا دارد اما اختصاصاتی دارد که این را از شبیه خودش در مکاتب گوناگون و جریان های فکری و نحله های فکری دنیا جدا می کند; باید آن را در بیاوریم و پایش هم بایستیم و بیان کنیم . » 10


صدور ارزش های فرهنگی


با عنایت به آنچه که گذشت یادآور شدیم که صدور انقلاب در منظر و اندیشه ی امام راحل (ره ) و مقام معظم رهبری صدور پیام و رسالت انقلاب اسلامی و انتقال ارزش های معنوی و الهی به گوش جهانیان است که این امر در سایه ی زور و لشکرکشی انجام نمی شود بلکه جهت نیل به این هدف باید کلیه ی امکانات و ابزارهای پیام رسانی محتوای پیام موقعیت زمان و مکان نیازهای مخاطبان در مناطق مختلف دنیا مورد توجه و دقت قرار گیرد.


انقلاب ما یک انقلاب فرهنگی بود و به تعبیر شهید مظلوم دکتر بهشتی « انقلاب ارزش ها » محسوب می شود. اکنون به طور اجمال به گوشه هایی از وظایف و اهداف استراتژیک نظام در خصوص انتقال و ابلاغ ارزش های والای فرهنگی در عرصه ی بین الملل اشاره می کنیم :


بدیهی است همانطوری که قبلا نیز بیان شد مهمترین بعد تاثیرگذاری نظام در دنیا همان بعد فکر و فرهنگ و اندیشه است که به فرموده ی رهبر فرزانه ی انقلاب :


« اگر ما بتوانیم در صحنه ی فکر و فرهنگ کار شایسته ای انجام دهیم همه ی تهدیدهای مادی دنیا خنثی خواهد شد . » 11


1 ـ دعوت و تبیین مفاهیم و معارف اسلامی در جهان


یکی از رسالت های مهم انقلاب اسلامیمان در عرصه ی بین الملل معرفی و احیا و گسترش تفکر و معارف اسلامی است . دشمنان و معاندان اسلام همواره می کوشند چهره ی اسلام را مخدوش سازند و حقایق را وارونه جلوه دهند. بر اثر پیروزی انقلاب اسلامی دین و دینداری در سراسر جهان احیا گردید و دین و معنویت به صحنه ی اجتماع بازگشت . اصلاح تفکر دینی و زدودن خرافات و بدعت ها از چهره ی دین اسلام و پاسخگویی دینی به نیازهای فکری جامعه بشری ازجمله اهداف اساسی انقلاب بشمار می رود.


امام خمینی (ره ) در این زمینه می فرمایند :


« ما موظفیم که اسلام را در همه جای دنیا معرفی کنیم . اسلام مظلوم است آلان در دنیا غریب است در دنیا . » 12


« مقصد این است که اسلام احکام اسلام احکام جهانگیر اسلام زنده بشود و پیاده بشود و همه در رفاه باشند و همه آزاد باشند همه مستقل باشند . » 13


رهبر معظم انقلاب نیز با تاکید بر رعایت موقعیت ها ابزار و شیوه های ابلاغ پیام به دیگر کشورها تصریح می کنند که :


« امروز در دنیا برای اثرگذاری کارها پی درپی تئوری های فکری ساخته و پرداخته و القا می شود; برای اینکه ذهن ها ـ که مخاطب و آماج این حمله فکری و معنوی هستند ـ خاضع و قانع و تسلیم شوند تا آنها بتوانند با امکان مادی و ثروتی که در اختیار دارند به مقاصد خود برسند. ماییم و تفکر و معارف اسلامی ماییم و پیام انقلاب اسلامی ; ما باید بتوانیم اینها را درست به دنیا برسانیم ... ما باید بتوانیم مفاهیم و معارف اسلامی و آنچه را که متعلق به ماست بیان کنیم ; البته باید با لحن و بیان روشنفکرانه و کاملا مترقی و بااستفاده از واژگان متناسب با هر دوره و زمان باشد . » 14


پی نوشت ها :


.1 نشریه شما مورخ 77 10 10 13


.2 بیانات مقام معظم رهبری مورخ 80 11 17 در دیدار با اعضای شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی .


.3 پیام برائت از مشرکان صحیفه نور ج 20 ص 118 مورخ 66 5 6


.4 صحیفه نور ج 17 ص 240 مورخ 62 2 4


.5 پیام امام خمینی (ره ) به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی صحیفه نور ج 11 ص 266 58 11 22


.6 نقش قیامتی انقلاب اسلامی ص 95


.7 صدور انقلاب از دیدگاه امام ص 61 ـ60


.8 مباحثی پیرامون فرهنگ انقلاب اسلامی ص 364 و 366 شهید محمدجواد باهنر


.9 بیانات امام خمینی در جمع سفرای کشورهای اسلامی صحیفه نور ج 13 مورخ 59 7 28


.10 بیانات مقام معظم رهبری مورخ 80 11 17


.11 بیانات مقام معظم رهبری در جمع مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مورخ 80 11 17


.12 صحیفه نور ج 18 ص 103 ـ 102 در دیدار با مسئولان دانشگاه امام صادق (ع ) مورخ 62 6 15


.13 صدور انقلاب از دیدگاه امام راحل (ره ) ص .31


.14 بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی مورخ 80 11 17


حضرت امام خمینی :


ما موظفیم که اسلام را در همه جای دنیا معرفی کنیم . اسلام مظلوم است در دنیا غریب است در دنیا


رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای :


مائیم و تفکر و معارف اسلامی مائیم و پیام انقلاب اسلامی . ما باید بتوانیم اینها را درست به دنیا برسانیم


انقلاب اسلامی ایران در عین داشتن اهداف سیاسی و اجتماعی نگاه خاصی به جهان بینی و تمدن اسلامی داشت . این رویداد در بیداری مسلمانان جهان و نوزایی باورهای دینی نقش عمده ای ایفا کرد .



 


شنبه 10 فروردین 87 , ساعت 10:0 صبح

شهید ستاری


فرمانده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی


زندگینامه شهید از زبان خودش:


پدرم اهل « سمیرم »دراستان« اصفهان »بود . در همان جا دروس مکتبخانه را به اتمام رساند و در کسوت درویشان درآمد . شانزده ساله بوده که دست به یک سلسله سفرهای طولانی می‌زند . او سفرهایش را با اسب یا پای پیاده انجام می‌داده و اکثر نقاط ایران ، عراق ، شامات ، مکه و مدینه را زیر پا گذاشته بود و بعد خاطرات خود را در قالب یک سفرنامه به رشته تحریر درآورده است .ایشان طبع شعر هم داشته و اشعار زیادی گفته است که دیوانش به چاپ نرسیده ؛ اما کتاب شعری از او در دهه 1330 به نام « ماتمکدة عشاق » منتشر شده که از ابتدا تا انتها در مدح و منقبت ائمه اطهار (ع) بخصوص در رثای حضرت امام حسین (ع) و شهدای کربلا سروده شده است . البته کار وی از نظر ادبی در رده بالایی نبوده و خود نیز در کتابش به این مسئله اشاره کرده و می‌نویسد:پدرم پس از سفر به نقاط مختلف ، سرانجام در منطقه‌ای به نام « باغ خواص » ساکن شده و مورد توجه مردم قرار می‌گیرد . مردم برای همه کارهایشان به او مراجعه می کردند ؛ برای ساختن خانه ، راه‌اندازی عروسی‌ها ، برپایی عزاداری‌ها ، برنامه‌های محرم ، رمضان وپدرم برایشان هم نوحه می‌خواند و هم روضه . خلاصه در غم و شادی آنها شرکت می‌کرد.اهالی باغ خواص در مسائل دینی و مذهبی بسیار قوی و ریشه دارهستند . همیشه ، شیعه محکمی بوده و بسان یک دژ مستحکم در دل کویر عمل کرده‌اندیکی باغ خواص» ، مرقد امام‌زاده‌ای مشهور به « شاهزاده ابراهیم » قرار دارد که مورد توجه اهالی روستاهای اطراف می‌باشد . پدرم وقتی در باغ خواص ساکن می‌شود . مانند بقیه اهالی ، به طور مرتب به زیارت شاهزاده ابراهیم می‌رود.در آن زمان ، بقعة امامزاده ، بسیار کوچک و بی‌رونق بوده و یک متولی پیر ، امور آنجا را اداره می‌کرده است . در کنار آن نیز ، چشمه آبی جاری بوده که زمینی به مساحت تقریبی صد متر مربع را با آن آبیاری می‌کرده‌اند . به همین خاطر در جوار این امامزاده علفزار و چمنزاری کوچک ایجاد شده بود و پس از چمنزار کویر شروع می‌شد . پدرم منطقه را می‌پسندد و می‌گوید : « باید به خاطر وجود مرقد امامزاده ابراهیم ، این جا را آباد کرد . » بنابراین به دنبال صاحب آن محل می‌گردد ؛ از سیاه کوه تا حوض سلطان شروع به جست و جو می‌کند و تا نزدیکی قم پیش می‌رود . همه جا را می‌گردد تا بالاخره ، صاحب آنجا را پیدا می‌کند ؛ او پیرمردی وارسته به نام « مهندس انصاری » بوده که جزو اولین دانشجویانی بوده که به اروپا رفته و مهندس شده بود . سنش از هشتاد گذشته بود و یک حال خاصی داشته است از اینکه مالک یک منطقه بوده احساس برتری و غرور نمی‌کرده است . در منطقه زمینهای فراوانی داشته . پدرم مباشر او می‌شود ، خیلی با هم دمساز بودند.پس از آن ، پدرم طراحی و ساخت یک روستا را در کنار امامزاده ابراهیم آغاز می‌کند . روستایی که هنوز هم در نزدیکی قرچک ورامین وجود دارد . نقشه آنجا را خودش می‌کشد . بهترین و پهن‌ترین خیابانها را در آنجا طراحی می‌کند . بعد شروع می‌کند به جمع کردن افراد مختلف برای سکونت در آنجا . آدمها را از مستضعف‌ترین اهالی بخش انتخاب می‌کند ؛ آدمهای بیچاره‌ای که دستشان از همه جا کوتاه بوده است . حتی خانواده‌هایی بودند که اصطلاحاً به آنها « خاکسترنشین » می‌گفتند . پدرم آنها را نیز به روستای تازه تأسیس می‌آورد و برایشان امکان زندگی فراهم می‌سازد . خودشان همیشه می‌گفتند : « حاجی ما را زنده کرد ! »پدرم تصمیم می‌گیرد ؛ روستای جدید را از بیرون بی‌نیاز سازد . برای این منظور ، صاحبان حرف مختلف را انتخاب و به آنجا دعوت می‌کند .مثلاً برای اینکه یک مغازه در آنجا باشد ، خانواده‌ای را از باغ خاص می‌آورد ، و یا برای ساختن بناها و خانه‌های مردم ، خانواده‌ای را از کاشان که در کار بنایی تخصص داشتند ، به آنجا دعوت می‌کند . نجار ، باغبان و تعدادی کشاورز ، بقیه اهالی روستا بودند که هر کدام از جاهای مختلف به آنجا می‌آیند . بعضی از آنها از اصفهان می‌آیند . اصفهانی‌ها در چینه کشیدن ، کویرزدایی و مبارزه با نمکزار متخصص بودند . بعد ، پدرم به فکر می‌افتد که چشمه امامزاده ابراهیم را به قنات تبدیل کند و یک خانوار از کرمان و یک خانوار هم از اصفهان که مقنی و زمین شناس بودند ، پیدا می‌کند و به آنجا می‌آورد . قناتی که اینها احداث کرده بودند ، آب فراوانی داشت و زمینهای زیادی را زیر کشت می‌برد.خلاصه ، بعد از جمع کردن افراد مختلف ، ساختن خانه را شروع می‌کند ؛ خانه‌هایی در یک اندازه و بزرگ ؛ برای اینکه بچه‌های خانواده‌ها هم ، بعداً بتوانند در همان جا سکونت داشته باشند.آن خانه‌ها دارای باغچه‌های بزرگ ، به مساحت حدود یک هکتار بودند . انتخاب درخت برای کاشتن در باغچه‌ها نیز با پدرم بود . او ریشه درخت مو را از شهریار ، نهال انار را از ساوه ومی‌آورد . خلاصه همه کارهای آنجا تحت نظارت او انجام می‌گرفت تا اینکه روستا کم کم شکل می‌گیرد و اسمش را « ولی آباد » می‌گذارد . تا این جا را من خودم به یاد ندارم و از خانواده‌ام شنیده‌ام ، اما از سه چهار سالگی به بعد ، خاطرات خودم است که به یادم مانده است .در گذشته برای شخم زدن از گاو استفاده می‌شد . برای همین منظور ، پدرم سی گوسالة کوچک هم سن و سال نمی‌دانم از کجا خریداری و جمع کرده بود . خوب به یاد دارم ، برادرم اینها رامی‌چراند . گوساله‌ها کم کم به گاوهای نر قوی هیکل تبدیل شدند و پدرم آنها را بین خانواده‌ها تقسیم کرد . اگر کسی حتی چهار پسر رشید و خیلی خوب داشت ، پدرم چهارتا گاو به او می‌داد تا این پسرها همان‌جا بمانند ، زراعت بکنند و از روستا نروند.


گاوها به تدریج زیاد شدند و به هر پسری که بزرگ می‌شد ، یک رأس گاو می‌داد تا کار کند ، اما به شش پسر خود فقط دو رأس داد ؛ یکی به من و برادر تنی‌ام و یک رأس هم به دو برادر ناتنی‌ام . دو برادر دیگرم را می‌گفت ؛ اهل کشاورزی نیستند بروند سراغ کارهای دیگر ، مثلاً میرزابنویسی به آنها یاد می‌داد . یکی از برادرانم خیلی رشید و قوی بود ، یک اسب برای او خریده بود و او را دشتبان کرده بود ، می‌رفت بازرسی می‌کرد . به یاد دارم بعضی وقتها ، نیمه‌های شب ، برادرم را بیدار می‌کرد و می‌گفت : « تو چه جور دشتبانی هستی ؟ پا شو برو ببین چه خبر است ! » بیرونش می‌کرد که برود زمینها را بازرسی کند.به این ترتیب ، همه گاوها را تقسیم و زمینها را هم تا دل کویر ، مرزبندی و به اهالی روستا واگذار کرده بود . پدرم می‌گفت : همه با هم باید این جا را آباد کنیم و در قلب کویر پیش برویم . بهترین صیفی‌جات در این منطقه کویری به عمل می‌آمد . ذرت ، جو ، گندم واز دیگر محصولات روستای نوبنیاد پدرم بود .


منبع: http://www.sajed.ir


 


چهارشنبه 7 فروردین 87 , ساعت 11:13 صبح

 


ظهور سبز بود دل نفهمید


حضور سبز بود و دل نفهمید


دریغا زود از پیشم گذشتی


عبورت سبز بود و دل نفهمید



 


 


از جنگ متنفرم اما دلم برای جبهه ها تنگ شده است


 




 


چهارشنبه 7 فروردین 87 , ساعت 10:46 صبح
هنوز فریادنسلی که با خمینی(ره) زنده شد، با خمینی زیست و با خمینی نهال انقلاب را به جان خویش پرورد از دیوارهای شهر، از کوچه ها، حجله ها و گلدان ها جاری است.جان جهان با خون شهیدان است که می تپد و بسیج همان شجره طیبه ای است که در سایه اش میهن آرمید و برشاخه هایش مرغ آزادگی آشیانه گرفت.

خاک گواه ماست و گواه نسلی که با خمینی سربلند شد.اگر این نسل نبود، اینک شانه های میهن از همیشه تاریخ سرافکنده تر بود.جاودانه باد یاد خمینی که عشق به او عشق به همه خوبی هاست.کلمات چگونه حقیقتی را که در فضای آسمانی جبهه ها جاری بود و بدان روح می بخشید توصیف کنند؟

 



 

تصاویز نیز عاجزند! تصاویر تنها گوشه ای کوچک از اوقات حیات واقعی رزمندگان را نشان می دهند. دلاورمردانی که ازهرسوی به جبهه ها سرازیر شدند تا از حقانیت انقلاب درمقابل کذب کفر دفاع کنند. آنان تحصیل کار و آسایش زندگی را رهاکردند تا خاک جبهه را که بوی کربلا از آن به مشام می رسید سرمه چشم سازند.در دل آنان داغی نهفته بود که شعله آن را حضرت اباعبدالله علیه السلام در سال شصت و یک هجری برافروخت، اگر چشم های ما آن را درنیابند و سرخی لاله های شکفته را نشان آن نبینند. این تصاویر چگونه می توانند سوزش آن داغ را نشان دهند.

زمان شهادت خواهدداد که جوانان ما عصری را بنیادنهادند که خمینی(ره) طلایه دار آن بود. عصری که مرگ مسخر ایمان شد و همان گونه که روز عاشورا امام شهیدان مرگ را برگزید تا اسلام جاودانه بماند. جوانان ما مرگ را برگزیدند تا انقلاب زنده بماند و نور اسلام متجلی شود.

و تو می دانی. از هردل که ترس از مرگ بگریزد شجاعت و عشق درآن جایگزین خواهدشد. این بزرگ ترین سلاح رزمندگان ماست که دست دشمن از آن تهی است.

ببین که چگونه فراز و فرود تاریخ در زمانه ما نقش می بندد. سال های دفاع مقدس لمحه ای بود از چراغ هستی که جهان تیره ما را روشنی بخشید و درهای آسمان به روی زمینیان گشوده شد و فوج فوج مردان مرد و جوانان مسلمان، خاک جبهه را با حضور خویش کیمیا کردند و هرکه بدانجا رسید جواهر وجود را دریافت.

زندگی و مرگ توأمان معنا می یابند؛ زندگی برای مرگ است و مرگ، اگر در راه خدا باشد، سروری جاودانه خواهدماند.

تصاویر آیه هایی خاموش هستند. چشم های تو اگر صدای باطنی آنها را دریابد، خواهی دانست که دشمن در پشت سلاح های مخرب، آتشین و میکروبی، خود را نهان کرد ورزمندگان ما خود را در آینه ای از ایمان زلال جاری ساختند. کیست که نداند در مقابل حملات سنگین تنها اراده خداوند و ایمان به او بود که سنگر واقعی رزمندگان ما را می ساخت. هیچ چیز از مشیت ازلی او خارج نیست و رزمندگان ما بهتر از هر پیر عارفی این را می دانستند و بدان باور داشتند.

دشمن نمی دانست که جان رزمندگان ما از نوری که خاموش نمی شود روشنی گرفته است. رزمنده پروانه ای است که در هوای سوختن پر به آتش می گشاید و چه باک اگر این آتش به جان همه عاشقان شعله زند؟ جبهه کوی عاشقان بود و وعده گاه هر که جرعه ای از جام عشقی چشید. هر که عاشق بود به جبهه روی آورد. خاک جبهه خاک عاشق بود و امروز که سال ها از خاتمه جنگ می گذرد، شاید تنها به مددکلماتی که از زبان خاموش عکس ها شنیده می شود آن را دریابیم. اگر چه هنوز جبهه ای به وسعت همه مرزهای پیدا و ناپیدا و جنگی به همان وسعت در زیر پوست زمزمه های دوستی جریان دارد. و چه باک؟ تا سخن از عاشقی هست. مجنون سر به بیابان می نهد. مجنون نیز آرامش خود را در بیابان و به دور از قبیله یافت. اگر چه او خود قبیله ای شد.

چه مجنون هایی که آتش عشقی در سینه داشتند که عشق لیلی جز پرتوی ناچیز از آن نبود. جبهه جای عاشقی بود و حضور عاشقان از خاک آنجا گلشنی بهشتی ساخت. عطر بهشت هنوز در جبهه ها می وزد و هنوز در مناطقی از جنوب و غرب ایران نوحه باد و مویه درختان در رسای بسیجیان شهید و مردانی که ذره ذره خاک به خون آنان تبرک یافت، به گوش می رسد.

در جبهه های نبرد حق علیه باطل، تاریخ جنگ های پر عظمت صدر اسلام احیا شد، همچنان که اعتقاد به پیروزی و ایمان راسخ به قدرت لایزال الهی و یاری خداوند، جنگجویان مسلمان صدر اسلام را باوجود عده قلیل بردشمن کثیر پیروز ساخت. در جبهه های حق هر گلوله ای که با ذکر «یاحسین» از دهانه تنفگ خارج می شد، تمثیل همان سنگ ریزه ای بود که ابابیل به فرمان حق بر سپاهیان ابرهه فرو افکندند. و اگر خوب بنگری، این معجزه مکرر را به سادگی درخواهی یافت.

کدام سلاح جز ایمان در برابر سیل تجهیزاتی که دشمن بدان متکی بود، ایستادگی می توانست کرد؟ دشمنان ما دانستند که در مقابل ایمان رزمندگان اسلام سلاح هایشان شمشیر کهنه ای است که به ضربتی در هم خواهد شکست. سلام بر ایمان مردان مبارز! ذوالفقار علی علیه السلام از ایمان او آب خورده بود.

نسل ما از خون حسین علیه السلام جوشیده است و هرگز از جوشش نخواهدایستاد و جان حقیقت جهان در همین نسل است که می تپد. نسلی که با بسیج معنا یافت و در بسیج شکفته شد. در نگاه بسیجیان صمیمیتی است که همان رمز جاودانگی است. جهان از نام همین جوانان روستایی و شهری، دانش آموز، دانشجو، طلبه و کارگر است که معنا می یابد، اگر نه همه چیز تکرار بیهوده و بی معنایی است که جز ملال حاصلی ندارد. جسم هایی زمخت برای مواجهه با شداید و جان هایی لطیف آماده رفتن به آسمان. معنای کامل جسم و جان که وقتی با یکدیگر هماهنگ می شوند حقیقت جهان را به زیبایی نشان می دهند و بسیجیان همانا بسیار جنگجویانند و بسیار پایداری کنندگان. لحظه حضور در جبهه همان لحظات کربلایی است و تو می دانی جز دل شب و اوقات تنهایی هیچ کس ندانست که آنان رازهای مگوی خود را چگونه با خدای خویش بازگفتند.

نی زارهای هور الهویزه، آب راهه های پیچ در پیچ و باران که قطره قطره آن از هر گوشه آسمان عالم گرد آمده است رازهایی در خود دارند که تنها شاهدان روزهای نبرد از آن باخبرند. میان زمین و آسمان رازی است؛ میان خاک و آب رازی است؛ و میان جهان و بسیجیان رازی است... و در حرف های ناگفته و صدای خاموش تصاویر رازی است. آیا در این تصاویر کسی با تو سخن نمی گوید؟مادران همواره می دانستند که شاید لحظات خداحافظی روز اعزام، لحظات آخرین دیدار باشد، باوجود این در بازگردانیدن امانت الهی که فرزند آنان است، هیچ گاه کوتاهی نکردند. گویی مادران رزمندگان صدای یاری خواستن حسین علیه السلام را شنیده اند و فرزندانشان را به سوی سرزمین پر بلا راهی می کنند: «خداحافظ فرزندم! من از برای چنین روزی پروردمت. درد فراق تو نه سنگین تر از داغی است که اینک پانزده قرن است بر دل ماست.»

کربلا سرزمینی است که خون شهید ما را به آنجا می خواند و قبر هر شهید گوشه ای از خاک کربلاست. هرگاه به مزار شهیدمی روی. زیارت عاشورا بخوان! به تصاویر بنگر! خاک شهید خاک کربلاست؛ تمثیلی از سرزمین عهدازلی که ما را به خویشتن خود می خواند. همچنان که مسجد جامع خرمشهر ما را به خود می خواند.

 


مسجد جامع خرمشهر همان گنبدی است که انسان بر فراز آن بال های خود را باز می یابد. همان منزلی قدسی است که ارواح طیبه شهدا از بام آن به معراج رفتند. مسجد جامع قلب خرمشهر است. قلب خونین شهر آنگاه که دشمن جسم شهر را به گلوله و آتش کینه سوخت. قلب خونین شهر همان مأذنه ای است که صدای اذان آن هیچگاه قطع نشد. همواره پرنده ای درآنجا می خواند. جایی که حرم خداست و هرکه بدان داخل شود گویی به مرز عالم راه یافته است. فتح خرمشهر در وجود مسجد جامع تمثل می یابد و استقامت و شهادت و همه چیز دیگر... و پس از آن سوم خرداد در تاریخ سرزمین ما جاودانه ماند.



خرمشهر شهری است که با خون شهیدان خرم گشته است. دروازه ای است از خاک به آسمان. شهر من!

روزگاری بر تو جفارفت و مگر بی یاد شهدا در تو معنایی یافت می شود؟ شهرها به انسان ها زنده اند و به انسان ها شرافت می یابند و تو شهر من، همواره زنده ای. که شهیدانت زنده اند! و تو شرافت نام شهری. چرا که ساکنانت جز در شرف نزیستند. تو اینک در آغوش میهنی. اینک تو را ای خاک مقدس توتیای چشمانمان خواهیم کرد، باشد که شعاع نوری که به جان رزمندگان تابید. دیدگانمان را روشن سازد.

عشق به تو، یا حسین، قوت قلب رزمندگان است! و چگونه این تصاویر همه آنچه را که می باید گفت می توانند نشان دهند؟ تصاویر بخشی کوچک از حقیقتی بزرگ هستند و عالم رزمندگان ما همان عالم معنایی است که در وصف نیاید. هر ذره از خاک دشت های جنگ دیده غرب و جنوب ایران شهادت می دهد که از پس پانزده قرن جوانان ایران ندای هل من ناصر ینصرنی حسین علیه السلام را پاسخ گفتند. همچون دانه ای که سرانجام از دل خاک خواهدرست فریاد یاری خواهی عاشورا را درخاک قلب ها نهفته است و طنین آن به گوش مشتاقان شنیدنش خواهدرسید.متجاوزین اگرچه خانه های ما را ویران کردند، فرزندان ما را آواره، پدران و مادران ما را شهید، اما همچنان ماندیم. همچنان که آن تاریخ نگار نوشته بود، پس از یورش مغولان، شهرها چنان ویران شدند که گویی خطوط نوشته از لوح کاغذ پاک شده باشند. مقاومت ملت ما ریشه در تاریخ و اعتقاد آنان دارد. وقتی جز از خدا نترسند. هیچ دشمنی بر آنان غلبه نخواهد کرد. مرگ و زندگی آنان در راه خداست و هر دو چون با ایمان و اعتقاد همراه باشند، به خدا خواهند رسید. در این صورت چه باک از بمب و آتش و چه باک از شهادت؟ شهادت طریق مردان خداست!

اسلام پیروز است و شکست در آن راه ندارد. در همه تاریخ این حسین علیه السلام است که پیروز بوده و این اوست که قلبها را فتح کرده است. ندای یاری خواهی حسین (ع)، اگر خوب گوش بسپاری و دل فرا شنیدن آن مهیا کنی، در همه لحظات زمان جاری است و از هر نژاد و قوم و قبیله ای باشی، آن را خواهی شنید. ندای عاشورا همان بانگی است که تارخ و سرگذشت انسان با آن معنا می شود. این صدا در زمزمه درختان و برگهای بازی گر، در آواز آب، در ترانه خوانی پرندگان و غرش طوفان، در رعد، در تابش آفتاب، در مویه های شبانه و در طنین گلوله های بسیجیان و در تشهدی که شهید می گوید، شنیده می شود. تنها کافی است که دل فراچنگ بسپاری و آنگاه خواهی شنید «یا حسین (ع)...» و حسین جز برای یاری دین خدا قیام نکرد.

بسیجیان عاشق کربلایند و کربلا مقصد حسین (ع) است. بسیجیان عاشق ولایتند و ولایت حب حسین (ع) است و بی عشق به ولایت مگر می توان عاشق مهدی شد؟ تاریخ به سوی حقیقتی که خداوند مقدر کرده است، سیر خواهد داشت و مشیت الهی پیروزی کسانی است که در این راه گام نهاده اند. شعری باید سرود و این شعر جز در نگاه صمیمانه بسیجیان متحقق نخواهد شد.

خمینی (ره)، پیر جماران، در قلب بسیجیان جای دارد و در باغچه یاد و خاطره همه ایرانیان و امروز خلف صالح او حضور دائم آن پیر را در فضای میهن می پراکند. دل حریم خداست و بسیجیان در دل خود عشق به خمینی را که عشق به همه خوبی هاست برای همیشه جای داده اند.

*

زمان می گذرد و زمین برگ های فروافتاده را در خود نهان خواهدکرد. همچون گل های عزیزی که در آن خفته اند. روزی باد خواهدوزید و باران کام تشنه جهان را سیراب خواهدکرد. درختان سبز خواهندشد و جهان به روی خستگان لبخند خواهدزد.

لحظه ای ما را بخوان، ای عشق!

زمین! اندکی پناه ما باش!

و ای خاک ما را جایی ببر که آسمان از آنجا شروع می شود.

هرجا که بوی شهید می آید، لاله ها سرخم می کنند و شمعی راه تاریخ را روشن می کند تا کودکان فریاد پدران شهید خود را به فرزندان آیندگان بسپرند.

قسم به خاک، به آفتاب و به آب!

و قسم به نام رزمندگان. اگر نیک بنگری در هر ذره خاک میهن خورشیدی از خون شهید می درخشد، از آنگونه که در ظهر عاشورا به فراز نیزه ها تابید.

به نام گل ها، به نام مردانی که در مقابل دشمن ایستاده اند و به نام کودکانی که عکس پدران شهید را به حجله گاه خاطرات خود آویختند، به نام برادرانی که سلاح برادران شهیدشان را نخواستند که برزمین بماند؛ به نام مادران، همسران و خواهران شهدا و تو می دانی کدام مادران، کدام همسران و کدام خواهران؟ هم آنان که با مادر همه شهیدان عهد بستند و به نام عصری که خمینی(ره) آغازگر آن بود قسم که تاریخ در جبهه های ما به باطن حقیقی خود متصل شد و راه انبیا و خاطره هابیل و ابراهیم و حسین ذبیح الله تا روزگار ما ادامه یافت. زمین آتش خاموشی است که هیمه زندگی جوانان عصر انقلاب اسلامی آن را برافروخت و انتظار ستاره گم شده ای است که چشمان ما همواره در آرزوی دیدار مجددش دویده است. ای عاشقان! انتظار سرانجام به پایان خواهدرسید. رگ های خشک این سرزمین فراموش شده را خون شهیدان جان خواهدبخشید. نه عجب اگر خاک را خاموش می یابی که حسرت و داغ جوانان زبان او را بریده است وگرنه از گوهرهای نهفته در سینه اش رازهایی دارد که مپرس و اینک شهید اگر نباشد، تاریخ کالبد بی جانی خواهدبود. او عندربهم یرزقون است. واسطه ای که جهان خاکی و عالم ملکوت را به یکدیگر پیوند می دهد. تنها در امتحانات بزرگ است که خداوند بندگان صالح خود را برمی گزیند و آنان را به لقای خود می خواند. در این امتحان سرو جان را نتوان گفت که مقداری هست. در این بازار دلبری و دلستانی، شهید پروانه ای است که تنها نور را می بیند و خود را فراموش می کند. هم در این صورت است که به وصال می رسد، می سوزد و نور می شود. یا نورالنور.

بیاد فرماندهانم شهیدان سردار فتورچی.سردار قنبرلو.سردارحنیف.سردارغروبی.وهمرزمانم شهیدان پوریوسف.نیکفام.اقا یارلو و... 

در شب سیاه تاریخ وقتی کوکب هدایت می درخشد تنها چشم هایی تلألو آن را خواهنددید که خود از جنس کوکب باشند. اگر نه گم کردگان راه مقصود چه بسیارند و تنها خداست که هر که را بخواهد برگزیند و هر که را به کمند محبت دچار کند از همه بندها برهاند و از خویشتن هم. این چنین است که پروانه مجذوب نور است.اگر در هنگامه بهار بیابانهای خشک را پرطراوت و پر از شقایق می بینی، نشان همان خونی است که زمین با آن برکت یافت و تطهیر شد. اینک در میهن ما هرگل یادشهیدی را زنده می کند. درود برشهیدان که مظلومیت خود را از آقایشان به میراث برده اند. همچنان که مردانگی، شرافت و شجاعت خود را. تا در این سیاره کسانی مرگ را به جان می خرند و خدای را در دل زنده نگه داشته اند، شیطان برملک زمین مسلط نخواهدشد. خداوند شهید را حجت خود برزمین نهاد و زمین همیشه از آن خداست


 



لیست کل یادداشت های این وبلاگ